صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
375
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
« فتوحات شام به من بخشيده شد . اكنون كاخهاى قرمز رنگ آنجا را مىبينم . » ضربهء دوم بر سنگ زد و قسمتى ديگرش جدا شد و گفت : « اللّه اكبر ، فتوحات فارس به من عطا شد . بىگمان كاخ سفيد مداين را مىبينم . » ضربهء سوم وارد كرد و گفت : « بسم اللّه . » و بقيهء سنگ متلاشى گشت و گفت : « اللّه اكبر ، فتوحات يمن به من داده شد و اكنون در اينجا درهاى شهر صنعا را مىبينم . » « 1 » ابن اسحاق نيز همانند مطلب بالا را از سلمان - رضى اللّه عنه - نقل كرده است . « 2 » ( 1 ) چون اطراف مدينه - به جز طرف شمال - سنگهاى سياه ، كوهها و نخلستانها آن را در بر گرفته بود و پيامبر نيز ، هم چون كارشناس نظامى ماهرى ، مىدانست هجوم اين لشكر به مدينه از شمال شهر ممكن است ، بنابراين از آنجا خندق را شروع كرد . « 3 » مسلمانان بدون وقفه در تمام روز به كندن خندق ، سرگرم بودند ؛ تا برابر نقشهء مطلوب و پيش از رسيدن بتپرستان به حومهء مدينه ، كار خندق پايان يافت . « 4 » اردوى قريش كه چهار هزار نفر بود « در مجتمع الأسيال » از رومه ، ما بين « جرف » و « زعابه »
--> ( 1 ) - نسائى مسند امام احمد . ( 2 ) - ابن هشام . ( 3 ) - هم زمان با كندن خندق ، پيامبر دستور داد آن چه محصول كشاورزى و باغ در خارج شهر مدينه است به داخل شهر بياورند تا لشكر مهاجم از آن استفاده نكند . در جنگ جهانى اخير ، دولت شوروى [ سابق ] در قبال دولت آلمان ، اين تاكتيك را انجام داد و هر چه محصول كشاورزى و باغ بود ، برداشت و يا از بين برد تا لشكر مهاجم از آن تغذيه نكند . چهارده قرن پيش ، پيامبر اين شيوه را به كار بست تا نيروى مكه در تنگناى خواربار قرار گرفتند . نقشهء خندق را طورى كشيدند كه شمال ، مغرب و جنوب غربى و قسمتى از جنوب مدينه را در برمىگرفت . خندق از قلعهء « شيخين » واقع در شمال مدينه شروع شد و به حومهء « قبا » در جنوب ، پايان يافت . طول خندق دوازده هزار ذراع ( شش هزار متر 6 كيلومتر ) به مقياس امروز و عمق ، از پنج ذراع ( 5 / 2 متر ) بيشتر بوده و عرض آن هم زياد و داراى ديوار عمودى بوده است . عمودى بودن ديوار براى اين كه : نه سواره و نه پياده از آن عبور نكنند . ابو بكر و عمر بن خطاب ، آن دو صحابى بزرگ ، يك روز « زنبهء » خود را به دست ديگران داده بودند و با جامههايشان خاك مىريختند . شمال شرقى ، مشرق و جنوب شرقى مدينه را خندق نزدند ؛ چون داراى موانع بسيار و باغهاى فراوان و كوچههاى تنگ و باريك بود . . . ( اقتباس از ص 16 - 314 ، محمد ، پيغمبرى كه از نو بايد شناخت ) . ( 4 ) - ابن هشام .